چقدر تنها ماندیم...

آه و فریاد که از چشم حسود مه چرخ

در لحد ماه کمان ابروی من منزل کرد...

 

اینجا تهران است و ساعاتی پیش در بیمارستان دی مردی برای ابد دنیای

ما را ترک گفت...

قیصر امین پور ، شاعر دردهای نهفتنی و نگفتنی...تا ساعاتی دیگر تیتر

همه ی روزنامه ها وعنوان تمام خبرها نام او خواهد بود اما او ...

دیگر برنمیگردد... چون جایی که رفته خیلی بهتر از دنیای ماست...

   + سودابه مهیجی ; ٧:۱۱ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٦/۸/۸
    با يار آشنا سخن آشنا بگو ... ()