در انتظار

 

در انتظار مقدم مهمان هفته ها

هی چشم دوختیم به پایان هفته ها

هی سرد شد به خاطر او چای روی میز

هی نحس ماند طالع فنجان هفته ها

هر روز فکر خودکشی از غم سقوط کرد

در کوچه ریخت از لب ایوان هفته ها

هر شب امید روز دوباره عذاب شد

در یاس مومنانه ی وجدان هفته ها

بالا بلند! شعله ی رعنا ! سری بکش

از آتش نهفته ی در جان هفته ها

دیگر امیدمان به خیابان عمر نیست

باید گذاشت سر به بیابان هفته ها

 

 

از کتاب "جمعه ها هنوزخواب می بینند"

 

   + سودابه مهیجی ; ۱:٠۳ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۳/٢٧
    با يار آشنا سخن آشنا بگو ... ()