نام تو...

 

با من سخن بگو که پر از ناشنیده ام

من که تمام حرف دلت را شنیده ام

با من که حرف های خودم را نگفته ام

از بس تو را  همیشه و هر جا شنیده ام

باید به تو بگویم این روزها چقدر

نام تو را ز مردم دنیا شنیده ام

در کوچه های اینهمه سر در گمِ زمین

یا خواب عشق دیده ام و یا شنیده ام

باید بدانی از لب هر فالگیر شهر

نام تو را چقدر فریبا شنیده ام

نام تو را که جرف به حرفش ستودنی ست

من مثل راز سبزی - تنها - شنیده ام

با ازدحام اینهمه حرف و حدیث و نام

نام تو را بلندتر اما شنیده ام

نامت چقدر ها به نظر آشناست آه!

این نام را کجای غزل ها شنیده ام؟...

 

   + سودابه مهیجی ; ۱:٠۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٦/٩
    با يار آشنا سخن آشنا بگو ... ()