در انتظار

 

در انتظار مقدم مهمان هفته ها

هی چشم دوختیم به پایان هفته ها

هی سرد شد به خاطر او چای روی میز

هی نحس ماند طالع فنجان هفته ها

هر روز فکر خودکشی از غم سقوط کرد

در کوچه ریخت از لب ایوان هفته ها

هر شب امید روز دوباره عذاب شد

در یاس مومنانه ی وجدان هفته ها

بالا بلند! شعله ی رعنا ! سری بکش

از آتش نهفته ی در جان هفته ها

دیگر امیدمان به خیابان عمر نیست

باید گذاشت سر به بیابان هفته ها

 

 

از کتاب "جمعه ها هنوزخواب می بینند"

 

/ 50 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
امیر نقی لو

سلام. بعد از مدتها بروز شدم با دو شعر و دو. لینک .................................... من کور بودم ، او مرا نادیده رد می شد وقتی زمین خوردم عصایش را به من بخشید دعوتید[گل]

صارمی

سلام سودابه عزیز ............بروزم

علی بهمنی

کاپتان سکوت کرده و در فکر است کاپتان که نفت می برد ودختر آورده مرد جنگی و کوکایین پنجاه وهفت می برد و دختر سلام دوست عزیز.......بعد 3/4ماه اومدم که چی؟ دوست داشتی منو بخون

حمیدرضا

سلام . به روز شده ام با : " شعري با دستخط كارمند ثبت احوال " ...

محمد رضا حسینی مود

سلام غزل بانو بسی خرسند شدم از معجزه ملاقات و مکاشفه دیدارتان غزلهای بسیار بشکوه وفاخری را خواندم چشم انتظار حضورتان

تیموری

سلام شعرهایتان خوب بودند انصافا...خوش شدم از آشناییتان... همیشه یا علی مدد.