(( من قامت بلند تو را در قصيده ای / با نقش قلب سنگ تو تصوير ميکنم))

خدا هست ...پس چرا من اینقدر پریده رنگ می مانم؟...پس چرا شانه هایم هر روز و هر روز زیر

بار غمی طولانی، سنگین تر ، از خیابان به خانه باز میگردند؟...

نمیدانم تنها میدانم که پاییز خالی ازچشمهای روشن  یک اتفاق  گرم  مدتهاست فرا رسیده و

تقویم های سنگدل  روزهای مرا شتابان خط میزنند...بی آنکه روزگار، مرابه سرآغازی خواستنی

مژده دهد...خسته ام...و درین میان سخت شرمسار ...شرمسار ازینهمه سراغ گرفتنهای بی

ریای شما و بی سراغی های فرسوده ی خودم.بر من ببخشید که این روزها مدام صدای تپیدن

های دلم  سر به فلک میکشد و دست و دلم جز برای گلایه به درگاه آسمان به هیچ سمتی

مایل نیست...  

اصلا امروز و اینجا دلم میخواهد به جای شعر حرف هایم را بنویسم:

 اردیبهشت خسته سرش درد میکند

 پاییز سرد دور و برش درد میکند...

/ 21 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ياسر

من دلم سخت گرفته است از اين ميهمانهخانه مهمانکش روزش تاريک . . . یعنی اینجا بودم

سجاد اسدی

سلام خانم مهيجی نمی دونم که ميشناسين يا نه اما من توو کنگره ی سراسری شعر دفاع مقدس با شما آشنا شدم خيلی هم خوشحالم که توونستم وبلاگتونو ببينم راستی اگه شد به وبلاگ منم سر يزنيد منتظرم راستی هنوزم از دست داوری اونجا کلافه هستين آخه خانم بنائيان که بد جوری کلافه بود حتما برام بنويسين منتظرم يا علی

سيد حميد

سلام ...خوندم و لذت بردم...کارهای شما مثل هميشه قشنگ است...من هم به روزم دوست داشتين سر بزنيد

عماد مهدوی راد

سلام من را نميشاسی؟ من اما هم نميشناسمت و هم ديده امت...

گلدون

سلام ... امروز فهميدم با يک تغيير به ظاهر ناچيز همه چيز تغيير می کند ! ... همين ...

سيب

سلام. من خودم سيب هستم. از سيبهای گلاب ناب... چون يه دخترم ...

مرتضی پارسا

اينقدر گريه سهم من ودوستم نبود... اولين غزل سال جديدم. بيا ... بخون... بگو... سلام وخجسته باد. اين بار از وبلاگم بيشتر شعر خارجي فوران كرده: مارگوت بيكل فدريكو گارسيا لوركا خوان رامون خيمنس ناظم حكمت شركو بي كس نزار قباني پل الوار والت ويتمن ويسواوا شيمبورسكا وهمچنين: مسعود اسماعيلي عاطفه توكلي مرتضي پارسا و... جملات قصار